برای شروع «باورکردنِ مهربانی خدا» به استدلال نیاز نداریم؛ به تفکر نیاز داریم
نویسنده : ، موضوعات : مذهبی ، 4 هفته پیش ارسال شده

حجت الاسلام پناهیان در هیئت محبین امیرالمومنین(ع) :

دربارۀ خودت فکر کن و بگو: «خدایا من را چرا آفریدی؟» آیا خداوند ما را برای علت دیگری غیر از «مهربانی‌کردن» آفریده است؟! مثلاً آیا خدا این عالم را آفریده است که بگوید: «می‌خواستم ببینید من چقدر منظم هستم!» اینکه خیلی بی‌معناست

عتیق:
مراسم شب هفتم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان و مداحی حاج
امیر عباسی و حاج مهدی حسینی در مسجد امام جعفر صادق(ع) برگزار شد.

در
ادامه بخشی از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان را بخوانید:

  •     چرا مؤمنین و اهل دین و معنویت-که الان
    تعدادشان هم کم نیست- آن رشد لازم را ندارند(هم از نظر نفوذ فرهنگی بر دیگران، هم
    از نظر قدرت روحی و اجتماعی)؟ چرا ایمان، آن اثر لازم را بر مؤمنین ندارد تا هم
    خودشان زیاد رشد کنند و هم جهان را نجات دهند؟ چه نقص خاصی وجود دارد؟
  • نقص
    کلیدیِ مؤمنین که موجب می‌شود از دین‌شان خوب بهره نبرند، این است که به
    رحمانیت و مهربانی خدا توجه کافی ندارند. مؤمنین بیشتر با این‌طور مشکلات
    درگیرند که «چرا گناه می‌کنم؟ چرا سحر بلند نمی‌شوم؟ چرا از دین‌داری لذت نمی‌برم؟»
    اما مستقیماً با این مسئلۀ ریشه‌ای درگیر نیستند که «چرا توجهِ من به رحمانیت
    خدا کم است؟» چون نمی‌دانند که ریشۀ خیلی از ضعف‌ها و مشکلاتشان به این مسئلۀ
    کلیدی برمی‌گردد
    .
  • کاش
    ما بیشتر از اینکه در درس‌های عقایدمان به «اثبات خدا» یا «اثبات وحدانیت و
    صانع‌بودنِ خدا» می‌پردازیم، به رحمانیت خدا می‌پرداختیم! مهربانی خدا یک
    موضوع مورد غفلت است؛ اگر از این موضوع غفلت نکنیم، هم خومان را آباد کرده‌ایم،
    هم جهان را آزاد خواهیم کرد
    .
  • چرا
    این‌قدر بر تکرار ذکرِ
    «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» در هر
    کاری تأکید شده است؟ یک‌دلیلش این است که دائماً باید «مهربانی خدا» را به
    خودمان تلقین کنیم چون مدام مهربانی خدا را فراموش می‌کنیم لذا باید مدام
    یادآوری کنیم
    .
  • برای
    اینکه مهربانی خدا را باور کنیم از کجا باید شروع کنم؟ غیر از «توجه به نظم
    آهنینِ عالم» (که در جلسه قبل بیان شد) یکی دیگر از نقاط عزیمت و آغازین برای
    باور رحمانیت خدا «تفکر
    » است.

  • ما
    برای شروع «باورکردنِ مهربانی خدا» به استدلال زیاد نیاز نداریم؛ به تفکر
    نیاز داریم. ما نمی‌خواهیم مهربانی خدا را اثبات کنیم، چون همه قبول داریم که
    خدا مهربان است، بلکه نیاز داریم به «باورکردن مهربانی خدا» و «لذت‌بردن از
    مهربانی خدا
    »
  • فکر
    کنید به اینکه خدا چرا عالم را خلق کرد؟ چرا ما انسان‌ها را آفرید؟ خداوند-در
    حدیث قدسی- می‌فرماید: ای انسان، من همۀ عالم را برای تو خلق کردم و تو را
    برای خودم(خَلَقتُ الأَشیاءَ لِأَجلِک وخَلَقتُکَ لِأَجلی؛ کلیات‌حدیث‌قدسی/ص۷۱۰
    )
  • دربارۀ
    خودت فکر کن و بگو: «خدایا من را چرا آفریدی؟» آیا خداوند ما را برای علت
    دیگری غیر از «مهربانی‌کردن
    » آفریده است؟! مثلاً آیا خدا این
    عالم را آفریده است که بگوید: «می‌خواستم ببینید من چقدر منظم هستم!» اینکه
    خیلی بی‌معناست
    !
  • آیا
    خدا ما را آفرید تا عدالت خودش را به رخ ما بکشد؟! برای اینکه بفهمیم «چه
    خدای عادلی است و همه‌چیز را سر جای خودش گذاشته‌ است!» این چه زیبایی و چه
    لطفی دارد؟! البته ما یقین داریم که خدا عادل است و به ما ظلم نمی‌کند، اما
    خداییِ او وقتی برای بندگانش لذت‌بخش است که فراتر از عدالتش، شروع کند به
    لطف‌کردن و مهربانی‌کردن؛ آن لحظه، لحظۀ آغاز خدایی‌کردن اوست
    .
  • عمیقاً
    فکر کنید که خدا به چه دلیلی ما را آفریده است؟ دلیلی نمی‌تواند داشته باشد
    جز اینکه «می‌خواهد مهربانی کند» و الا خدا بی‌رحم بوده که ما را آفریده است
    ولی خدا نمی‌تواند بی‌رحم باشد. این را با اندیشیدن درک کنیم و با همۀ وجود،
    لمس کنیم
    .

  • خداوند
    می‌فرماید: «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ لجََعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ
    لَا یَزَالُونَ مخُْتَلِفِینَ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَالِکَ
    خَلَقَهُمْ
    » (هود/۱۱۸و۱۱۹) خدا اگر می‌خواست
    مردم را طوری یک‌دست می‌آفرید که با هم اختلاف نکنند ولی انسان‌ها را طوری
    آفریده که همیشه با هم اختلافاتی دارند(یعنی این اختلاف یک حکمتی دارد) و در
    این اختلافات آدم‌ها صدمه می‌خورند مگر کسانی که خدا به آنان رحم کند و برای
    همین‌که به آنان رحم کند آنان را آفریده است(و الا دلیلی نداشت که انسان‌ها و
    کائنات را بیافریند
    !)
  • خدا
    ما را آفرید تا یک چیزی به ما بدهد و آن، هرچیزی جز «مهربانی» باشد صحیح
    نیست! مثلاً «آگاه‌شدن
    » نمی‌تواند دلیل قانع‌کننده‌ای
    باشد. می‌گویی: خدایا من را آفریده‌ای برای اینکه من آگاه و آگاه‌تر بشوم؟!
    خُب بعد از اینکه آگاه شدم، آخرش به من چه می‌رسد؟
    !
  • برای
    اینکه مهربانی خدا را باور کنیم از کجا باید شروع کنیم؟ (غیر از «توجه به نظم
    آهنینِ عالم» که قبلاً بیان شد) یکی دیگر از نقاط عزیمت و آغازین برای
    باورکردن رحمانیت و مهربانی خدا
    «تفکر» است.
  • فکر
    کن به اینکه «چرا خدا من را آفرید؟» دلیلی نمی‌تواند داشته باشد جز اینکه خدا
    «می‌خواهد مهربانی کند
    » مثلاً اگر بگویند: «تو را برای
    آگاه‌شدن، آفریده است» می‌گویی: «خُب بعد از اینکه آگاه شدم، آخرش به من چه
    می‌رسد؟
  • اگر
    بگویند: «خدا تو را آفریده است تا کمال پیدا کنی!» این هم دلیل قانع‌کننده‌ای
    نیست! اما وقتی موضوع مهربانی و محبت را مطرح کنند، می‌گویی: «خوب شد که مرا
    آفرید! حالا چطوری این مهربانی بیشتر می‌شود؟»

 

تمامی حقوق مطالب برای وبسایت عتیق محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس